سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

112

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

كشته شد و آنها به زودى در حين بلوا و شورش فرار كردند . على ( ع ) خويشتن را در اوضاع مأيوسانه‌اى يافت . قاتلين واقعى گريخته بودند و براى آن حضرت امكان دست رسى به آنان براى قصاص و تنبيه وجود نداشت گرچه اين حقيقت باقى مىماند كه قراء اطراف على ( ع ) تقريبا به همان اندازهء قاتلين در اين تراژدى مسئول بوده‌اند . خود على ( ع ) به كرات اعلام كرد كه : « قتل عثمان عمل روزهاى جاهليّت بود [ الجاهلية : اصطلاح معمولى كه براى دوران قبل از اسلام در عربستان به كار مىرود ] . من نسبت به خونخواهى عثمان بىتفاوت نيستم ولى در حال حاضر ( قاتلين ) از حيطهء قدرت من خارج هستند بمجردى كه آنان را بچنگ آورم ترديدى در تنبيه آنها روا نخواهم داشت . » ( 32 ) حتّى طلحه و زبير بر اين نكته موافق بودند و گفتند : « مردم بىاحتياط و گستاخ بر مردى متين و موقّر [ عثمان ] چيره شدند و او را كشتند . » ( 33 ) با وجود اين على ( ع ) بيهوده كوشش بىنتيجه‌اى براى يافتن راه حل مسالمت‌آميزى جهت مسأله نمود . اين موقعيّت متضادى بود كه دلسوزى بر قتل عثمان و حمايت از خواسته‌هاى موجه قراء نفرين بر قاتلين خليفه در حالى كه در اطرافش دستياران آنها وجود داشته‌اند را به همراه داشت و اين اوضاع حتى براى زيرك‌ترين و مكارترين سياستمداران نيز درگيرى شديدى را به همراه مىداشت و در مورد على ( ع ) حتى اعتراضاتى بيش از اينها وجود داشت . كوششهاى على ( ع ) كه استوارى و سختگيريش در هوادارى از اصول بود همواره او را از قبول سياستهاى سازشكارانه و مزورانه جلوگيرى مىكرد . ديرى نپائيد مسلّم شد كه براى حلّ بحران روشهاى مسالمت‌آميز شكست خورده است . اين مبارزه طلبى قدرت حتى عايشه را در بر گرفت و او از بازگشت از عمره به مدينه سرباززد و وقتى از انتخاب على ( ع ) آگاه شد به مكّه بازگشت . چندى بعد ، طلحه و زبير خود را در فرصتى ديدند كه از على ( ع ) جدا شوند و تقاضاى اجازهء برگزارى اعمال عمره را از آن حضرت كردند . على ( ع ) گرچه از نقشه‌هاى آنان آگاه بود حاجت آنان را برآورد . اين دو با عايشه در شهر مقدّس ملحق شدند و آن‌گاه اعلام داشتند كه با اكراه مجبور به اداى سوگند بيعت به على ( ع ) شده بودند . ( 34 ) اين دو گرچه براى احراز خلافت جاه‌طلب بودند ولى